داریک

متن مرتبط با «مستور» در سایت داریک نوشته شده است

مستور جهان

  • نیلوبلاگ

    ای لوح قلم دان نفسهای غریبمای صاحب مصبوح دواهای عجیبمچندیست که در حال قلم، قافیه دارمصد قافیه از جام جم و کافیه دارمخونین جگر از جامه آشفته بگیرماز موج سکوت آور او گفته بگیرمهر مرتبه با خون دلم حادثه بودمدر حادثه خونین جگر و وارثه بودمعمری من و دستی که نوازشگر جان بودجان بود و جهان بود و پی لقمه ی نان بودسیمرغ سحر ناله ی ماتم زده ام ناله بخوانمشبنم زده هنگاه سحر بر سر این ژاله بخوانماز غصه ی این قصه به صد باره بنالمسیمای سحر دیده و صد پاره بنالمگویند که مستور جهان باش و روان باشدر ورطه این معرکه...

    ادامه مطلب